تنهایی من چیزیست از جنس جمع
تنهایی من چیزیست از جنس لبخند
تنهایی من چیزی نیست که پیدا باشد,
ملموس باشد
تنهایی من اکنون دگر اشک وآه نیست
تنهایی من یک دنیا غربت است!
یک دنیا غم!
یک دنیا گریه و حسرت!
تنهایی ام فقط حس بی تو بودن نیست
تنهایی ام چیزی است از جنس غربت
از جنس تنهایی ابدی
غریبی من در جمع هزاران لبخند آشنا
لبخند آن هایی که فکر میکنند
مرا میرهانند از هرچه که به تنهایی ختم میشود
آنها نمیدانند که دگر در جمعشان تنها ترم
در آن جا دگر غرق ضمیر خود نیستم
درگیر تکرار اجباری لبخند آنها
ویا درگیر لبخند خودمم
من در اصل با ضمیر خودم ما میشوم
چیزی جدا از تنهایی
من با خودم ما میشوم
غربت من اینست
تنهایی ابدی
ما را در سایت پیاده روی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 51